مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى

1268

طب اكبرى ( فارسى )

داشت تا عضو ، جنبان و آويزان نباشد . و اگر در نابستن تخته خوفى افتد ، زودتر بايد بست اگرچه روز اوّل باشد . [ 1684 ] انتباه : استخوان شكسته باز نرويد با هم مگر در سنّ طفوليت ؛ پس در غير اطفال جز اين نيست كه بر حوالى آن مكسور ، باذن خالقها ، لحامى [ يعنى چيزى التحام دهنده ] از غضروف برويد همچون دشيذ و آن شكسته را محكم دارد ؛ پس لازم است كه صاحب او از هرچه خون را لطيف كند و ماده و دشيذ را تحليل دهد بپرهيزد ؛ چون حركات قويه و جماع متعبه و خشم و هواى گرم و امثال آن . [ 1685 ] ببايد دانست آنجا كه با كسر ، ورم يار [ يعنى همراه ] بود ، بايد كه نرد را در بعضى عصارهاى سرد حل كرده طلا نمايند و هم‌چنان نابسته بدارند تا كه آماس زايل شود . و اگر آن را ببندند ، به غايت نرم بايد بست و هر روز بلكه روزى دو بار بايد گشود تا كه ورم دور شود پس به عمل آرند آنچه تدبير كسر است . و آنجا كه با كسر ، گوشت [ هم ] كوفته شده باشد ، بايد كه بر لحم مرضوضه [ يعنى گوشت كوفته شده ] شرط زنند و خون برون آرند تا از فساد و تعفن و تاكل محفوظ ماند . و آنجا كه كسر مع الجراحت بود ، بايد كه رفاده و تخته را از جايگاه جراحت دور دارند ؛ يعنى جراحت [ را ] برهنه دارند و به حوالى او رفاده و تخته‌ها برگذارند و بندند بر شكلى كه موافق بود . و قال « صاحب الاسباب و العلامات » : « لا يغطّى فم الجرح بل يشدّ عصابة على فم الجرح عند شفة العليا و يورّب الى أسفل و أخرى عند شفة السّفلى و يورّب الى أعلى ليصل اليه الدواء و يخرج عنه الصّديد » « 1 » . و عصابه و جبيره [ را ] سخت نبايد بست تا از درد محفوظ ماند و بر دهن جراحت ، پنبهء كهنه مىدارند تا زرداب بمكد و هم از ورم و اصابت هوا پناه دهد . تخته‌ها و رفاده‌ها [ را بايد ] هر روز يا يك روز در ميان همىگشايند به حسب حاجت و جرح را به مرهم و ذرور كه ذكر يافت تدارك فرمايند . و اگر خوف حدوث ورم شود ، رفاده به سركه و گلاب تر كرده و سرد نموده ، حوالى جراحت نهند تا آماس باز دارد . و در اين حالت ، مرهم از جراحت دور دارند خاصّه در تابستان تا بيم عفونت نباشد .

--> ( 1 ) . ترجمه : « سمرقندى مىگويد : نبايد دهانهء زخم را ببندند بلكه پارچه‌يى بر دهانهء آن در قسمت نزديك به لبهء بالاى زخم محكم كرده و به نحو تقاطعى به سوى پائين برده و يكى هم نزديك لبهء پائين زخم و به صورت تقاطعى به سمت بالا مىبرند تا [ دهانهء زخم باز بماند و ] اثر دارو به زخم برسد و چرك و زرداب هم از آن خارج شود » . م .